مهاجرت ایرانیان ، معضل یا روند پیشرفت نامحسوس

 

به گزارش افکارنیوز، مرکز تحقیقات پیو به تازگی آماری از مهاجرت در کشورهای مختلف جهان را منتشر کرده است که در این میان کشور ایران نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است. عنوان شده در سال ۲۰۱۳ حدود یک میلیون و ۶۰ هزار متولد ایرانی به خارج از ایران مهاجرت کردند که به ترتیب کشورهای آمریکا، آلمان، کانادا، انگلیس، سوئد، استرالیا، فرانسه و ترکیه در صدر قرار دارند و از این میان بیشترین تعداد مهاجر یعنی ۳۹۰ هزار نفر در آمریکا زندگی می کنند که طی دو دهه اخیر رشدی سریع با نرخی ثابت را شامل می شده به طوریکه طی هر دهه ۷۰ هزار نفر به جمعیت قبلی افزوده شده است.

مهاجرت یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر ایرانیان طی سال های اخیر

دکتر محمود مشفق جمعیت شناس، استاد دانشگاه و عضو مؤسّسه‌ مطالعات جمعیّتی آسیا و اقیانوسیه نظرسنجی درباره عوامل موثر در مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور توضیح داد: بر اساس نتایج سرشماری کشورهای دیگر حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر طی سال های اخیر به خارج از ایران مهاجرت کرده اند که به آنها مهاجر طول عمر می گوییم. مهاجر طول عمر کسی است که محل تولدش ایران بوده ولی خارج از کشور زندگی می کند، که البته فرزندان مهاجران ایرانی در این آمارها محاسبه نمی شوند.

وی افزود: برآوردی که در مورد مهاجرین ایرانی شده حاکی از این است که در حال حاضر یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر درکشورهای غربی و اروپایی زندگی می کنند. تعدادی مهاجر هم در کشورهای عربی داریم، مثل امارات، قطر، دبی، عراق و…البته براساس منابع مختلف یک برآورد یک میلیون نفری در کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شده که در بین این کشورها، امارات رتبه اول را دارد، پس از آن دبی، قطر، بحرین و کویت قرار دارند. اما طی برآوردی که خودم انجام دادم بین دو میلیون و ۲۰۰ تا دو میلیون و ۳۰۰ هزار مهاجر ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند که محل تولد آنها ایران بوده است.

چرا ایرانی ها مهاجرت می کنند؟

این جمعیت شناس در مورد علت مهاجرت ایرانی ها به خارج از کشور گفت: علت مهاجرت در هر دوره متفاوت است. مثلا قبل از انقلاب در سال های قبل از ۵۵ و سال های ۵۷، اوایل انقلاب، دوره جنگ و تحریم در دوره های اخیر، عمده ترین زمان های مهاجرت بوده است. مثلا قبل از انقلاب مهاجران کسانی بودند که از خانواده های دولتی و افراد مرفه و ثروتمند و کسانی که وابسته به رژیم سابق بودند را شامل می شدند. این افراد برای ادامه تحصیل می رفتند و در این میان تعدادی هم در کشور مربوطه می ماندند. از سال ۵۶ به بعد، موج دیگری از مهاجرت اتفاق افتاد، عده زیادی که با انقلاب سازگاری نداشتند و وابسته به رژیم قبلی بودند، در سال ۵۶-۵۸ به تدریج مهاجرت کردند و از ایران رفتند. این مهاجرت ها بیشتر علت سیاسی داشت تا اقتصادی. در دوره جنگ نیز عمدتا عده ای برای فرار از خدمت سربازی، امنیت و مسایلی از این قبیل مهاجرت کردند، البته در این دوره یکسری مهاجرت هایی هم داشتیم که بیشتر برای تحصیل و تجارت بوده است، اما مهاجرت در دوره جنگ بیشتر مربوط به امنیت و فرار از سربازی بود.

او ادامه داد: بعد از جنگ از سال های ۵۵ تا ۶۵ یک موج جمعیتی داشتیم، فرزندان این دوران به سن دانشگاه رسیدند و در نتیجه تعداد زیادی از آنها برای ادامه تحصیل و یافتن شغل مهاجرت کردند. در چند سال گذشته قبل از اینکه دلار گران شود، در ارتباط با بحثادامه تحصیل در کشور مالزی و تاجیکستان و کشورهای دیگر اروپایی موج گسترده ای مهاجرت صورت گرفت که بسیاری نام این مهاجرت را مالزی گرایی گذاشتند. چون هزینه تحصیل در این کشورها پایین بود، افراد به این کشورها می رفتند از طرفی هم تعداد زیادی به کشورهای غربی رفتند. البته ما یکسری مهاجرت ها هم به طور مستمر داشتیم که بیشتر مهاجرت متخصصان و تحصیل کرده ها و افراد صاحب تخصص بوده و در واقع اینها در همه دوره ها ادامه داشته است. چه در دوره جنگ و چه بعد از جنگ و چه در دوره اخیر، عمدتا این قضیه به دلیل تفاوت فرصت های شغلی درکشور ما و کشورهای اروپایی بوده است که در اصل یکسری فرصت های شغلی فراهم شده که ایرانی ها تخصص، دانش و مهارت آن را داشتند و مهاجرت کردند ضمن اینکه همه مشاغل کاملا تخصصی هم نبود. مثلا تکنسین ها، کسانی که کارگر فنی بودند، این افراد غالبا به کشورهایی مثل استرالیا، کانادا، انگلیس و آلمان مهاجرت می کردند تا فرصت های شغلی پیدا کنند.

یافتن فرصت های شغلی؛ مهمترین عامل مهاجرت

مشفق اظهار داشت: ما نمی توانیم یک علت واحد را برای مهاجرت در نظر بگیریم، علت ها با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت است. البته نظریه های مهاجرت، دلایل مهاجرت را متفاوت بیان می کنند. مثلا نظریه اقتصاد کلاسیک معتقد است؛ عمده ترین دلیل مهاجرت ها به خاطر بحثتفاوت بازار کار است. رشد جمعیت کشورهای در حال توسعه بالاست و از طرفی سطح توسعه و میزان دستمزدهایشان پایین است در حالی که در کشورهای اروپایی و توسعه یافته سطح دستمزدهایشان بالاتر است لذا فرصت های شغلی بیشتر است، بنابراین ما یک فرآیند حرکت نیروی کار از کشورهای در حال توسعه به طرف کشورهای توسعه یافته داریم. یعنی بیشتر تفاوت در بازار کار و نرخ دستمزد را برای علت مهاجرت مبنا قرار می دهند. یا مثلا نظریه شبکه، دیدگاه دیگری دارد. این نظریه بیان می کند از هر خانواده یا منطقه چند نفر مهاجرت می کنند، این افراد یک پل ارتباطی ایجاد و زمینه مهاجرت افراد را فراهم می کنند. به هر حال هرکدام از این نظریه ها به نوبه خود، شرایط مهاجرت را بیان می کنند. لذا عامل اصلی مهاجرت را می توان بحثتوسعه یافتگی، اقتصادی و فرصت های شغلی دانست.

عمده مهاجران از متخصصان هستند

مشفق در پاسخ به این سوال که با توجه به قوانین مهاجرتی که کشورهای غربی و اروپایی و پیشرفته اتخاذ کردند به خصوص کشورهای اروپایی، ولی ما رشد مهاجرت ایرانی ها را به این کشورها رو به افزایش می بینیم، طبق آمار مهاجران ایرانی در کشور آمریکا از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ هر دهه ۷۰ هزار نفر افزایش پیدا کرده است و پس از آن انگلیس، کانادا، سوئد و کشورهای اروپای شمالی دارای بیشترین مهاجران ایرانی محسوب می شده اند، با توجه به قوانین سخت گیرانه ای که این کشورها اتخاذ می کنند و محدودیت های شغلی که وجود دارد، به نظر می رسد نیروی متخصص و نخبگان شامل بیشترین مهاجران محسوب می شوند، گفت: کشورهای اروپایی مهاجرین را انتخاب می کنند. هر مهاجری را نمی پذیرند، در واقع مکانیزم مهاجر پذیری آمریکا یا استرالیا یا کانادا براساس سیستم امتیاز دهی است. امتیازی که هر مهاجر می گیرد، به تخصص، نوع و سطح تحصیلات، سن افراد، توانایی ها و مهارت ها، میزان پس انداز و پولی که با خود می آورند تعیین می شود که همه اینها با محاسبات اقتصادی صورت می گیرد. یعنی در واقع حساب می کنند که با ورود یک مهاجر چقدر می تواند ارزش افزوده و اقتصادی برای کشورشان داشته باشد لذا آنچه که گفته می شود ” عمده مهاجران از متخصصان هستند “، در اصل همین است. یعنی ما فرآیند انتقال سرمایه انسانی را به کشورهای اروپایی و آمریکا داریم و خود مهاجرت یک نوع تقویت پایه های اقتصادی این کشورهاست. در واقع کسانی که به این کشورها مهاجرت می کنند متخصص و کار آفرین هستند، کسانی هستند که به تولید دانش، علم و ثروت می پردازند، لذا هرکدام از که جذب می شوند طبیعتا بر رشد اقتصادی این کشورها اثر مثبت خواهد داشت و متاسفانه برای کشور ما و کشورهای دیگر که مهاجرفرست هستند، اثر منفی بر رشد اقتصادی و توسعه دارد.

وقتی سرمایه انسانی از دست برود نمی توان از سرمایه مادی هم به نحو مطلوب استفاده کرد

وی ادامه داد: در واقع ما دو نوع سرمایه داریم؛ یکی سرمایه مادی که شامل نفت، معادن، ذخایر و امکانات طبیعی است و دوم سرمایه انسانی که متخصصین و تحصیل کردگان و افراد دارای صلاحیت خاص را شامل می شوند که در واقع برای اینکه سرمایه مادی تبدیل به سرمایه فعال، با ارزش افزوده و سودآور باشد باید آن سرمایه انسانی وجود داشته باشد که فرآیند تغییر و تبدیل ها را ایجاد کند و دانش و فناوری و نظام های بهره برداری را پایه گذاری کند لذا ما چون سرمایه انسانی را از دست می دهیم خیلی نمی توانیم از سرمایه مادی خود به نحو مطلوب استفاده کنیم.

مهاجرت نخبگان ایرانی ضرر زیادی به اقتصاد کشور وارد می کند

این جمعیت شناس در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا برآوردی شده که هر نخبه ایرانی که از ایران خارج می شود چقدر ضرر اقتصادی برای کشور دارد؟ گفت: آمار رسمی در این زمینه در دست نیست ولی ضرر اقتصادی آن بسیار زیاد است. البته یک بحثدیگری هم هست که گفته می شود مهاجرین اگر در کشور بمانند چون زمینه های استفاده از تخصص آنها وجود ندارد، توانایی هایشان هم تلف می شود لذا اقتصاددانان، جمعیت شناسان و جامعه شناسان اروپایی مطرح می کنند که این مهاجرت ها عمدتا به نفع کشورهای در حال توسعه بوده است و بحثمازادهای بازگشتی را مطرح می کنند. یعنی چیزی که مهاجر به کشور خود می فرستد یا با خود می آورد. این مازادهای بازگشتی شامل تخصص و تجربه ای است که فرد با خود می آورد یا پول هایی است که به کشور خودشان منتقل می کنند. مثلا بعضی از اقتصاددانان می گویند از علل اصلی رشد و توسعه ترکیه در دهه های اخیر این بوده که مهاجران ترکی که به آلمان مهاجرت کردند، مازاد بازگشتی را به ترکیه فرستادند و در کشورشان سرمایه گذاری و زمینه های رشد و توسعه ترکیه را فراهم کردند. یا مثلا در ایران مواردی داریم که افراد در آمریکا و آلمان یا کشورهای دیگر بودند و آمدند در ایران سرمایه گذاری کردند و موسسه، شرکت، بیمارستان یا کارگاه احداثکردند و در واقع با سرمایه ای که آوردند یک فعالیت اقتصادی را در کشور راه انداختند.

تعامل مثبت مهاجران با کشورمان را فراهم کنیم

وی تصریح کرد: به هر حال مهاجرت وجود دارد ولی آنچه که مهم است این است که ما بتوانیم مکانیسم هایی را ایجاد کنیم تا مهاجران یک تعامل مثبتی با کشور داشته باشند و این تعامل مثبت از طریق ایجاد یک تعاملات بین فرهنگی، اقتصادی و مبادله هایی صورت بگیرد. وقتی که فرد مهاجر می رود قطع رابطه نداشته باشد بلکه با کشور خود مرتبط باشد که این موارد البته به بستر سازی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و سازمانی نیاز دارد. ما نمی توانیم مانع مهاجرت شویم، افراد آزاد هستند هر کجای دنیا بخواهند زندگی کنند. در اصل ما باید زمینه ها را فراهم کنیم که ایرانی ها کمتر تمایل داشته باشند به کشورهای دیگر مهاجرت کنند، در واقع باید جاذبه های درونی کشور را بالا ببریم. دوم کسانی هم که مهاجرت می کنند در واقع این مهاجرت بازگشت پذیر باشد. ارتباط و تعامل وجود داشته و بتوانند با کشور خودشان تعامل داشته باشند که این تعامل می تواند خود منجر به رشد و بهبود توسعه اقتصادی شود.

منافع ناشی از شغل را به نسبت هزینه های زندگی متناسب کنیم

مشفق در ادامه افزود: کسانی که می خواهند مهاجرت کنند مقایسه می کنند اگر فلان فعالیت شغلی را انجام دهند، چقدر حقوق دریافت می کنند و چقدر هزینه می کنند، دوم اینکه اگر این هزینه را در فلان کشور انجام دهند، چقدر می توانند بهره مندی اقتصادی داشته باشند. مسلما اگر به نتیجه برسند که از نظر شغلی به نفعشان هست که مهاجرت کنند خیلی ها مهاجرت می کنند لذا ما باید منافع ناشی از شغل را در کشور نسبت به هزینه های زندگی خود متناسب کنیم. خصوصا در شغل های تخصصی و شغل هایی که کارآفرینی دارند و تخصص های نایاب یا کم یاب هستند.